تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

بلد نبود دوست داشته شود. بلد نبود خودش را رها کند

    ir" target="_blank"> از هم باز نشود.ir/view/1850976207697747710/IMG-20170527-181126. 
بلد نبود بشود همه‌چیِ یک آدمِ دیگر. 
برای همین بود که گلفروش‌های توی خیابان،
 بلد بود بغلش کند از صدای آب بفهمد که کی باید حوله به دست پشت در حمام بایستد.ir" target="_blank"> با کش مو ببنددشان که
برای همین هم قاشق‌ها مانده بودند توی کشو.
 بلد نبود دوست داشته شود.
 چای
بلد بود برایش حرف بزند، کتاب بالای کتابخانه،


بلد بود وقتی یک قاشق توی ظرف هست آن را همیشه طرف معشوقش بگذارد. 
بلد بود
همه‌ی این‌ها را بلد بود اما دلش را نداشت به کسی دل بدهد.
 بلد بود موهایش را ببافد.
 بلد بود سر کدام آهنگ صدا را بلند کند چون او آن را بیشتر دوست دارد.ir" target="_blank"> همه چیز باشد. بلد نبود خودش را رها کند.ir" target="_blank"> از کدام کتاب را بخواند وقتی دارد موهایش را می‌بافد. 
بلد بود آخرش چه جوری  بلد بود برایش گل بخرد، 
بلد بود دو تکه دارچین توی چای بیندازد و
 بلد بود چای را توی استکان شیشه‌ای بریزد که رنگش معلوم باشد و
 بلد بود کنارش گز به جای قند بیاورد؛ 
چون همه‌ی این‌ها را معشوقش دوست‌تر می‌دارد.

" حسین وحدانی " 
،
 بلد بود وقتی گریه می‌کند چی بگوید یا چی نگوید، 
بلد بود بخنداندش، 
بلد بود صبور باشد، 
بلد بود گلش را هر روز آب بدهد، 
بلد بود منتظر بماند،

آمار امروز شنبه 27 آبان 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :172178
  • بازدید امروز :81471
  • بازدید داخلی :1546
  • کاربران حاضر :75
  • رباتهای جستجوگر:330
  • همه حاضرین :405

تگ های برتر